محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

342

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

پيش از اين نيز گفتيم كه در « وادى مغاره » و « سرابة الخادم » كان‌هاى فيروزهء فراوانى يافت مىشد و از اين روى در آن جا پرستشگاهى براى خدا بانوى « هاتور » ، كه خداى فيروزه نيز هست ، ساخته شده بود و ساخته شدن آن به روزگار شاهان دولت ميانه بازمىگشت كه براى به چنگ آوردن اين سرزمين‌هاى فيروزه‌خيز بسيار كوشيده بودند . و از اين روى همين كه اسرائيليان به جنوب سينا رسيدند - آنجا كه مصريان معدن‌كار پرستش‌گاهى براى هاتور ساخته بودند - و به هاتورپرستان برخوردند ، گرايش‌هاى بت‌پرستانه‌شان - كه در مصر به آنها خو كرده بودند - بازتابى دوباره يافت و از اين روى از يكتاپرستى روى گرداندند و از موسى خواستند تا براى آنان نيز خدايى چون خدايان آنان - و چه بسا در پيكرهء هاتور - بياورد . اين نخستين دين گردانى اسرائيليان بود كه البته موسى در پرتو توان شخصيتى و نيروى ايمانى خويش توانست از گسترش آن جلوگيرى كند و آنان را از دين گردانى و پرستش هاتور يا هر بت ديگر باز دارد . اما ديرى نگذشت كه فرصت ديگرى به دست آنان افتاد ، آن گاه كه موسى به ميقاتى سى شبه فرا خوانده شد و در ده شبى كه بر آن سى شب افزوده شد ، اسرائيليان از در ناسپاسى و سركشى درآمدند و به موسى و خداى او كافر شدند و به گوساله‌پرستى كه پيش‌ترها در مصر بدان خو گرفته بودند ، بازگشتند . بارى ، بر اين پايه مىتوان گفت : نخستين دين گردانى اسرائيليان كه موسى آن را در نطفه مهار كرد ، در پيوند با هاتورپرستى بوده ، گاو خدايى كه در تنديس ماده گاو نموده مىشده است ، و دومين دين گردانى آنان ، در پيوند با پرستش گوسالهء زرين بوده و گرچه درست نمىدانيم ، شايد اين گوسالهء زرين ، تنديس « منفيس » يا « آپيس » بوده است كه در پيكرهء گوسالهء نرينه نموده مىشده‌اند . بر پايهء آنچه گفته شد ، ما راى كسانى را مىپسنديم كه مىگويند آن تنديس طلايى ، كه اسرائيليان در سينا به پرستش گرفتند ، تنديس گوساله‌اى نر بوده است و نه تنديس ماده گاوى . درست است كه گروهى از پژوهشگران آن را تنديس ماده گاو گفته‌اند ، اما آنچه پذيرفتنى است سخن خداوند است كه در قرآن كريم « 1 » و نيز تورات « 2 » آمده است و نه گمانه‌زنىهاى پژوهشگران ، راست گفت خدا آنجا كه گفت : « همانا كه موسى براى شما نشانه‌هاى روشنگرى

--> ( 1 ) . بنگريد به سوره‌هاى بقره ، 51 - 54 ، 92 - 93 ؛ نسا ، 153 ؛ اعراف ، 148 - 152 ؛ طه ، 83 - 98 . ( 2 ) . سفر خروج ، 32 : 3 - 6 .